امواج الیوت در فارکس، نام یکی از تئوریهای پرطرفدار در دنیای تحلیل تکنیکال است. اگر بخواهیم خیلی خلاصه بگوییم، این امواج در شناسایی روندهای بازار به کمک معاملهگر میآیند.
اما خب همانطور که خودتان هم احتمالاً حدس زده باشید، این مفهوم کلی ریزهکاری و ظرافت دارد به همین خاطر و خودمان را موظف میدانیم با یک مقالۀ کامل، تمام اطلاعاتی که لازم است در این باره بدانید را در اختیارتان بگذاریم.
نکته: این امواج لزوماً محدود به بازار فارکس نیستند و میتوان از آنها در انواع بازارها استفاده کرد.
بنابراین، اگر به هر نحوی با چارتهای قیمتی سروکار دارید، پیشنهاد میکنیم در ادامۀ این مقاله همراه ما بمانید. قاعدتاً و منطقاً اول از همه، باید تعریف کاملی داشته باشیم از چیستی این امواج.
بررسی چیستی امواج الیوت در فارکس (این موجها چگونه عمل میکنند؟)
همانطور که کمی بالاتر توضیح دادیم، تئوری موسوم به Elliot Waves نوعی تحلیل تکنیکال است که با هدف پیشبینی روند بازار مورد استفاده قرار میگیرد. این مهم، با شناسایی الگوهای تکراری روی چارت انجام میگیرد. الگوهایی که عموم معاملهگرها معتقدند نشاندهندۀ جو روانی حاکم بر بازار است. جلوتر، بهطور مفصل دربارۀ طرز کار این امواج صحبت خواهیم کرد.
به بیان دیگر، تئوری مذکور روی این اصل استوار است که بازارهای مالی خصوصیات فراکتال از خود نشان میدهند؛ یعنی الگوها در مقیاسهای گوناگون تکرار میشوند! ضمناً، هر موجی در این تئوری را میتوان به موجهای کوچکتر تقسیم کرد تا تصویر واضحتری از ساختار و وضعیت کلی به دست بیاید.
اگر فکر میکنید درست مفهوم مورد بحث را درک نکردهاید، کاملاً طبیعی است و هیچ مشکلی ندارد! صبوری کنید و در ادامه همراه ما بمانید؛ مطمئن باشید آنقدر به جزئیات مختلف خواهیم پرداخت که هیچ ابهامی باقی نمیماند.
ولی فعلاً اجازه دهید راجعبه تاریخچۀ امواج الیوت صحبت کنیم.
منشأ پیدایش این تئوری
جالب است که به وجود آمدن این امواج کاملاً اتفاقی بود! در دهۀ 30 میلادی، حسابداری آمریکایی با نام Nelson Elliot، با مشاهدۀ الگوهای تکرارشونده در قیمت سهامهای بازار بورس این تئوری را مطرح کرد و توسعه داد.
در واقع، نلسون توضیح داد که قیمتها در الگوهای بهخصوصی جا میگیرند که امروزه به آنها امواج الیوت میگوییم.
در سال 1938 بود که آقای الیوت تئوری خود را در کتابی با نام The Wave Principle منتشر کرد. یک سال بعد، او با نوشتن مقالههای متعدد در مجلۀ Financial World تئوری مورد بحث را بسط و توسعه داد؛ یا بهتر است بگوییم با دقیت تشریح کرد.
الیوت فقید در سال 1946 کتاب دیگری هم نوشت که آخرین یادگار او بود و دو سال بعد از دنیا رفت.
در دهۀ 70 میلادی، نظریۀ الیوت، بهلطف تلاشهای دو نفر دوباره سر زبانها افتاد و توجهها را به خود جلب کرد. A.J Frost و Robert Prechter کتابی نوشتند که Elliot Wave Principle: Key to Market Behaviour نام داشت و در سال 1978 منتشر شد. کتابی که به معنای واقعی کلمه، کمک شایانی به فراگیری امواج الیوت کمک کرد. در واقع، همین کتاب بود که نام الیوت را روی این امواج نهاد و تریدرها و تحلیلگرها هم آن را پذیرفتند.
خلاصه که همچنان، بعد از نزدیک به یک قرن، تئولی آقای الیوت محبوب و پراستفاده است. اما به چه دلیل و دلایلی؟
چرا این امواج مهم هستند؟
بهطور کلی، دلایل برای اثبات اهمیت امواج الیوت بسیار هستند؛ ولی خب میتوانیم از این 3 دلیل بهعنوان مهمترینهای آنها یاد کنیم:
- آنالیز دقیقتر ساختار کلی بازار: امواج الیوت در فارکس، یک فریمورک کلی از ذات چرخشی روند حرکت قیمتها در بازار ایجاد میکنند. به این ترتیب، تریدر میتواند درک بهتری از وضعیت بازار در هر لحظه به دست بیاورد.
- شناسایی روندها و ترندها: شناسایی درست موجها به تریدر کمک میکند جهت ترند غالب را تشخیص دهد و پیشبینی درستی از احتمال ادامۀ روند یا تغییر اوضاع داشته باشد.
- برنامهریزی استراتژیک: با استفادۀ درست و بهینه از موجها، تریدرها میتوانند تصمیمگیری درستی در رابطه با نقاط ورود به معاملات و خروج از آنها بگیرند؛ اتفاقی که به دنبال آن، افزایش سودآوری و مدیریت ریسک بهینه محقق میشود.
حالا که مطمئن شدید این امواج چقدر مهم و ضروری هستند، بیایید با انواع موجها آشنا شویم.
آشنایی با انواع مختلف امواج الیوت
وقتی از تصویر بزرگتر به کل ماجرا نگاه میکنیم، دو موج اصلی را میبینیم. ضمن اینکه داخل هرکدام از این دو موج، زیرموجهای مختلفی وجود دارند.
1. امواج موسومبه Impulsive یا انگیزشی
الگوهایی که از پنج موج تشکیل شدهاند و در جهت روند غالب بر بازار قرار دارند؛ یعنی در بازار صعودی، موج بهسمت بالا است و در بازار نزولی، بهسمت پایین.
_1755524924.jpg)
3 موج از پنج موج (1، 3 و 5) این نوع اصطلاحاً Motive هستند که در جهت بازار پیش میروند؛ به 2 مورد دیگر (2 و 4) Corrective یا اصلاحی میگویند خلاف جهت بازار هستند.
Impulsive Waves بیشتر از نوع دیگر رواج دارند و شناسایی آنها هم برای تریدرها راحتتر است.
2. امواج موسومبه Corrective یا اصطلاحی
درست برعکس امواج Impulsive، این نوع امواج برخلاف روند غالب بر بازار هستند؛ همچنین، باید بدانید صحبت از الگوهایی 3 موجی (و نه 5 موجی) در میان است.
امواج اصلاحی میتوانند فرمهای مختلفی داشته باشند که در این زیر با آنها آشنا خواهید شد:
- Zigzag: یک اصلاح تندوتیز با ساختار 5-3-5
- Flat: یک اصلاح جانبی با ساختار 5-3-3
- Triangle: یک الگوی همگرا که معمولاً از 5 موج که حرکت جانبی دارند تشکیل شده است.
همانطور که گفتیم، شناسایی این موجها میتواند کمک بزرگی به افزایش دقت تشخیص تریدرها بکند؛ اما خب نحوۀ شناسایی آنها به چه صورتی است؟!
چگونگی شناسایی این امواج
یادآوری میکنیم امواج الیوت برای تحلیل تکنیکال کاربرد دارند؛ بنابراین، مهمترین پیشنیاز شناسایی آنها چارت قیمتی جفتارز مد نظرتان است. پیشنهاد میکنیم ترجیحاً از چارتی تروتمیز کمک بگیرید تا گیج نشوید و برداشتتان دچار اختلال نشود. از آنجایی روی این موضوع تأکید داریم که برای استفاده از این امواج باید تصویر واضحی از روند حرکتی قیمت داشته باشید.
در اولین قدم باید روند کلی بازار را تشخیص دهید. بازار صعودی است یا نزولی؟ قیمتها رو به افزایش هستند یا پایین میآیند؟ اگر بازار گاوی (صعودی) است، دنبال الگوی پنجموجی روبهبالا بگردید؛ اگر بازار خرسی (نزولی) است، دنبال الگوی پنجموجی روبهپایین بگردید.
جهت شناسایی الگوی Impulse پنجموجی اقدامات، نگاهتان را به چارت بدوزید تا دنبالهای از 5 موج جداگانه درست در جهت روند بازار را بیابید. شاید بد نباشد توضیح بیشتری راجعبه هرکدام از این 5 موج ارائه کنیم:
- موج اول (Wave 1): آغاز حرکت در جهت ترند فعلی؛
- موج دوم (Wave 2): اصلاح موج نخست که معمولاً از نقطۀ شروع ترند پایینتر نمیآید!
- موج سوم (Wave 3): قویترین و طولانیترین موج (در بیشتر مواقع) که قیمت را از سقف موج اول بالاتر میبرد؛
- موج چهارم (Wave 4): این هم یک موج اصلاحی است که به محدودۀ قیمتی موج اول تعرض نمیکند؛
- موج پنجم (Wave 5): آخرین موج در جهت حرکت روند که با کاهش مومنتوم همراه میشود و اندازۀ کمتری از موج سوم دارد.
در مرحلۀ بعدی، نوبتبه الگوی اصلاحی 3موجی میرسد؛ به بیان بهتر، اصلاحی شامل 3 موج که در خلاف جهت روند بازار است. منظور این امواج هستند:
- موج A: آغاز حرکت برخلاف روند بازار؛
- موج B: یک اصلاح جزئی از موج A؛
- موج C: ادامۀ روند اصلاح (حرکت برخلاف روند بازار) که معمولاً یا هماندازۀ با موج A است، یا حتی بزرگتر از آن!
تصویر زیر را ببینید تا کاملاً بفهمید این امواج چطور پشت هم قرار میگیرند:
_1755524954.jpg)
از اینجا به بعد، باید بروید سراغ سطوح مهم و کاربردی فیبوناچی! این کار با هدف پیدا کردن اهداف احتمالی امواج و سطوح اصلاحی انجام میگیرد. سطوح مهم فیبوناچی روی چارت عبارتند از 38.2%، 50% و 61.8% که میتوانند اطلاعات ارزشمندی از نسبتهای امواج ارائه کنند.
لازم به ذکر است که این امواج درجات مختلفی دارند و در بخش بعدی، بیشتر راجعبه این موضوع صحبت خواهیم کرد.
درجات مختلف امواج الیوت
در این تئوری، حرکات بازار در سطوح سلسلهمراتبی (همان درجات) دستهبندی میشوند که ذات فراکتال الگوهای قیمتی را نشان میدهند. هرکدام از این درجات، مقیاس بهخصوصی از ترند را نشان میدهند. از چرخههای بلندمدتی که دههها طول میکشند گرفته تا حرکتهای کوتاهمدتی در حد چند دقیقه!
_1755524968.jpg)
با شناخت درست این درجات، معاملهگر میتواند ساختار بازار را در تایمفریمهای مختلف آنالیز کند. این شما و این درجات مختلف امواج الیوت در فارکس:
- Grand Supercycle: بزرگترین درجه که میتواند قرنها طول بکشد! این درجه دربرگیرندۀ روندهای تاریخی چشمگیری است.
- Supercycle: دههها (40 تا 70 سال) عمر دارد و شامل اتفاقات اقتصادی مهمی میشود.
- Cycle: مرتبط با چرخههای بیزنسی یا روندهای اقتصادی بلندمدت که میتواند یک یا چند سال طول بکشد.
- Primary: میانمدتی محسوب میشود و در طول چند ماه تا یکی دو سال، حرکات بازار در میانمدت را نشان میدهد
- Intermediate: با طول عمری برابر با چند هفته تا چند ماه، این درجه روندهای کوتاهمدتی در درجات بزرگتر را نمایندگی میکند.
- Minor: به حرکات لحظهای بازار مربوط میشود و نهایتاً چند هفته عمر دارد.
- Minute: با عمر چند روزه، درجهای که Minute نام گرفته تریدر را به عمق Price Action میبرد.
- Minuette: روندهای روزانه را پوشش میدهد و نهایتاً چند ساعت طول خواهد کشید.
- Subminuette: کوچکترین درجه که روی نوسانات قیمتی خیلی کوتاهمدتی متمرکز میشود و کلاً چند دقیقه عمر دارد!
هر درجه از یک چرخۀ کامل امواج Impulsive و Corrective تشکیل شده است. و البته باز هم یادآوری میکنیم که هر درجۀ بزرگتر دربرگیرندۀ درجات کوچکتری میشود، مؤید ساختار فراکتال بازارهای مالی. مثال بزنیم:
یک موج Impulsive در درجۀ Primary میتواند شامل امواج از درجۀ Intermediate باشد که همان هم از امواج درجۀ Minor تشکیل شده است؛ این روند ادامه دارد تا به کوچکترین درجه، یعنی Subminuette برسد!
حالا چرا تشخیص درجۀ موج مهم است؟ چون با این کار، معاملهگر میتواند اطلاعات دقیقتری از مقیاس و مدتزمان هر روند کسب کند. اطلاعات دقیقتری که به اتخاذ تصمیمهای حسابشدهتر کمک خواهد کرد.
حالا وقت عمل است! بیایید نحوۀ بهکارگیری این امواج در معاملات را یاد بگیریم.
نحوۀ استفاده از امواج الیوت برای معاملهگری در فارکس
اینکه از چه استراتژیای برای ترید استفاده میکنید، روی نحوۀ بهکارگیری امواج الیوت در معاملهگری اثر مستقیم میگذارد.
بهطور کلی، این تئوری مثل یک راهنما میماند که میتوانید بهوسیلۀ آن، بالا و پایینهای بازار را پیدا کرده و پشتسر بگذارید. در واقع، شناسایی امواج Impulsive و Corrective کمکتان میکنند مدیریت ریسک را حرفهایتر پیش ببرید و به موقع وارد معاملات شوید؛ ضمن اینکه امکان خروج در بهترین زمان ممکن هم فراهم میشود.
یک بار دیگر دلایل استفاده از امواج الیوت را بهصورت سرتیتروار مرور کنیم:
- پیشبینی روندها: فهمیدن اینکه روند کجا آغاز میشود (موج اول)، کجا شتاب میگیرد (موج سوم) و کجا به پایان میرسد (موج پنجم).
- تشخیص بازگشتها: شکار نقاط دقیق اصلاح (A-B-C) برای خرید در کف یا فروش در سقف.
- مدیریت ریسک: تعیین دقیق سطوح Stop-loss و Take-profit با استفاده از قوانین امواج و سطوح فیبوناچی.
حالا برویم سراغ روال کار اصلی.
اول از همه، الگوی موج را شناسایی کنید. همانطور که میدانید، 5 موج Impulsive در جهت روند و 3 موج Correction در خلاف جهت روند داریم. مثلاً اگر از استراتژی swing trading استفاده میکنید، سراغ تایمفریم 4 ساعته بروید و یک کف یا سقف قابل توجه را انتخاب کنید.
از روند بازار و درجۀ موجی که انتخاب کردهاید، مطمئن شوید. بعد از آن، میتوانید با کمک یکی از استراتژیهای زیر وارد معاملات شوید:
- معامله روی موج سوم: همانطور که گفتیم، موج سوم بزرگترین موج است و به همین خاطر، پتانسیل سودرسانی خیلی بیشتری هم دارد. نقطۀ ورود در انتهای موج دوم خواهد بود.
- معامله روی موج پنجم: کاهش مومنتوم در این موج، فرصت خوبی برای اسکالپینگ ایجاد میکند. بعد از تکمیل موج سوم میتوانید وارد این معاملات شوید.
- معامله در اصلاحات (امواج A-B-C): شکار کفها یا سقفها بعد از 5 موج Impulsive.
یادتان باشد امواج الیوت در فارکس همخوانی نزدیکی با نسبتهای فیبوناچی روی چارت دارند. به این صورت که موج دوم برابر است با 50 تا 61.8 درصد اصلاح موج اول؛ موج سوم 161.8 تا 261.8 درصد بالاتر (یا پایینتر) از سقف (یا کف) موج اول میرود؛ موج چهارم برابر است با 38.2 تا 50 درصد اصلاح موج سوم؛ و البته که موج C 100 تا 161.8 درصد بالاتر (یا پایینتر) از سقف (یا کف) موج A میرود.
گفتیم که امواج الیوت میتوانند به بهتر شدن مدیریت ریسک هم کمک بکنند. چطور؟ خواهیم گفت:
- قرار دادن سطوح Stop-loss و Take-profit بسته به قوانین امواج الیوت؛
- استفاده نسبت ریسک به ریوارد حداقل 1:2 (یعنی 20 پیپ ریسک به جان بخرید و هدف را 40 پیپ تعیین کنید!)
- تعیین اندازۀ معامله بستهبه نوسانپذیری جفتارز (مثلاً نقاط خروج در جفتازرهای مرتبط با JPY را نزدیکتر بگیرید)
_1755524985.jpg)
در نهایت، باید به اهمیت بالای بررسی مداوم و اعمال اصلاحات ضروری روی موجهای شناساییشده هم اشاره کنیم؛ چراکه با توجه به شرایط متغیر بازارهای مالی، امواج هم میتوانند تحت تأثیر قرار بگیرند.
اگر از قبل با تحلیل تکنیکال آشنایی داشته باشید، میدانید در این رویکرد اتکای صرف به تنها یک ابزار تصمیم عاقلانهای نخواهد بود. میخواهیم بگوییم بهتر است تأییدیۀ اطلاعات ارائهشده توسط امواج الیوت در فارکس را از اندیکاتورها و ابزارهای دیگر بگیرید.
ترکیب امواج الیوت با ابزارهای دیگر؟ چراکه نه؟!
نهتنها مانعی در کار نیست، بلکه اکیداً توصیه میکنیم حتماً چنین رویکردی را پیش بگیرید. بالاتر گفتیم که سطوح فیبوناچی روی چارت قیمتی چطور به افزایش دقت پیشبینیها کمک میکند. باز هم یادآوری میکنیم که این امواج با سطوح مهم فیبوناچی همخوانی دارند و میتواند مقاومتها و حمایتهای احتمالی را نشان بدهند.
اندیکاتورهای Moving Average (مثل 50 روزه یا 200 روزه) هم به تأیید جهت روند بازار، که بهوسیلۀ امواج الیوت به دست آمده، کمک میکند. همانطور که میدانید، خطوط ایجادشده توسط این اندیکاتورها در نقش مقاومتها و حمایتهای داینامیک ظاهر میشوند؛ به عبارتی، این اندیکاتورها دادههای مرتبط با قیمت جفتارزها را بهینهسازی میکنند.
علاوهبر اینها، اوسیلاتورهایی مثل MACD و RSI هم میتوانند با امواج الیوت ترکیب شده و برای اندازهگیری مومنتوم روند بازار به کار گرفته شوند. اوسیلاتورها نقاط اشباع فروش یا خرید را به تریدر نشان میدهند و حکم یک تأییدیۀ تکمیلی بر تجزیهوتحلیل انجام گرفته را دارند.
حتی خطوطی که بهصورت دستی روی چارتها میکشید و کانالها هم میتوانند در افزایش بهرهوری امواج مؤثر باشند. به این ترتیب که محدودیتهای سر راه امواج (مخصوصاً امواج اصلاحی) را به تصویر میکشند. این خطوط برای شناسایی نقاط شکست و تغییر روند کارآمد هستند.
در نهایت، آنالیز حجم معاملات در کنار شناسایی امواج، به درد تشخیص قدرت موج خواهد خورد. بهطور معمول، حجم طی امواج Impulsive افزایش و طی امواج Corrective کاهش پیدا میکند.
بنابراین، حتی زمانی که کاملاً به این امواج مسلط شدید، حتماً در کنار امواج الیوت از ابزارهای تکمیلی دیگر هم کمک بگیرید!
در بخش بعدی، نقاط ضعف و قوت امواج الیوت را زیر ذرهبین خواهیم برد.
نگاهی به مزایا و معایب این امواج
اجازه دهید اول مزایا را بررسی کنیم و بعد برویم سراغ ایرادات.
مزایا
اصلیترین مزایای تئوری مورد بحث را این زیر میبینید:
- دقیقتر شدن پیشبینی از وضعیت بازار: تجزیهوتحلیل الگوهای تکراری به تریدر در پیشبینی وضعیت آینده، کمک جدی میکند.
- امکان استفاده در تایمفریمهای مختلف: همانطور که توضیح دادیم، این امواج را میتوان در تایمفریمهای مختلف شناسایی کرد.
- بهبود چشمگیر مدیریت ریسک: شناسایی دقیق موجها به تشخیص بهترین نقاط ورود و خروج منجر خواهد شد؛ در نتیجه، امکان مدیریت ریسک در بالاترین سطح ممکن به وجود میآید.
- امکان یکپارچه شدن با ابزارهای دیگر: امواج الیوت با ابزارهای مثل سطوح فیبوناچی و اندیکاتورهایی مثل مووینگ اوریج ترکیب شده و دقت پیشبینی معاملهگر را بالا میبرد.
البته که باید بگوییم بهرهوری به این مزیتهای جذاب، نیازمند تمرین و کسب تسلط بیشتر بر این شیوۀ خاص است.
معایب
طبیعتاً اینطور نیست که تئوری آقای الیوت کاملاً عاری از نقص باشد. اینها ایراداتی هستند که باید از آنها هم آگاه باشید:
- تفسیر و شناسایی سلیقهای: هرکس ممکن است با دیدگاه خاص خودش امواج را شناسایی کند؛ این یعنی تریدرهای مختلف، احتمالاً از وضعیتی کاملاً مشابه، برداشتهایی تماماً متفاوت خواهند داشت.
- پیچیدگی و یادگیری نسبتاً سخت: در هیچکجای مقاله نگفتیم که یادگیری این تئوری و پیادهسازی درست آن آسان است! این یکی از اصلیترین ایرادات وارد به امواج الیوت محسوب میشود.
- زمانبر بودن: شناسایی و شمارش دقیق امواج به زمان و تلاش زیادی نیاز دارد. شاید خیلی از تریدرها نتوانند این زمان و تلاش را فراهم کنند.
- در نظر نگرفتن فاکتورهای مؤثر خارجی: همانطور که توضیح دادیم، تمام تمرکز امواج الیوت روی حرکت قیمت جفتارزها است و هیچ کاری به فاکتورهای تأثیرگذار دیگر (مثل اتفاقات غیرمنتظره یا اخبار فاندامنتال) ندارد.
در واقع، بهخاطر همین ایرادات است که تأکید میکنیم حتماً تأیید اطلاعات امواج الیوت را از ابزارهای دیگر بگیرید.
کمکم به انتهای مقاله میرسیم؛ ولی قبل از جمعبندی، بیایید چند نکتۀ کاربردی مختص تریدرهای تازهکار (در خصوص استفاده از امواج الیوت) را هم بررسی کنیم.
چند نکتۀ کاربردی برای تازهکارها
از چند حرفهای در حوزۀ امواج الیوت خواستیم پیشنهادهایی به تازهکارها بدهند و این نکات را از آنها شنیدیم:
- استفاده از امواج را با تایمفریمهای بزرگتر شروع کنید: تجزیهوتحلیل چارتهای روزانه (و حتی هفتگی و ماهانه)، تصویر دقیقتری روند کلی حاکم بر بازار ارائه میکند؛ به بیان دیگر، نویزهای موجود در تایمفریمهای کوتاهتر گیجتان نخواهد کرد.
- کاملاً بر اصول اولیه مسلط شوید: شناخت کاملی از انواع موجها به دست بیاورید تا شناسایی آنها روی چارت برایتان راحتتر شود.
- حتماً از فیبوناچی کمک بگیرید: همخوانی امواج با سطوح فیبوناچی کمک بزرگی به افزایش دقت پیشبینیها میکند.
- از اندیکاتورها و ابزارهای تکمیلی تأییدیه بگیرید: برای افزایش دقت و کاهش اثر ایرادات امواج الیوت، اطلاعات به دست آمده از آنها را با اندیکاتورها مختلف تأیید کنید.
- رویکردی منعطف و تغییرپذیر را پیش بگیرید: روی درستی تشخیص خود پافشاری بیجهت نکنید؛ با تمرین مداوم و اصلاحات اشتباهها است که میتوانید به درجۀ استادی برسید.
این هم از نکاتی که رعایت آنها به مبتدیها کمک میکند سریعتر پیشرفت کنند و در مسیر درست قرار بگیرند؛ و اما جمعبندی مقاله.
امواج الیوت در فارکس: متدی با دههها کارآمدی!
در این مقاله، کامل و مفصل راجعبه امواج الیوت در فارکس صحبت کردیم؛ گفتیم که این تئوری برای همۀ انواع بازارهای مالی که چارت قیمتی دارند و تحلیل تکنیکال روی آنها جواب میدهد، کارآمد است.
در قسمت بررسی تاریخچۀ این امواج، گفتیم تئوری نزدیک به قرن قبل مطرح شد و طی سالها، بعد از بهینهسازیهای مختلف، همیشه کاربردی بوده و طیف وسیعی از تریدرها در آنالیز تکنیکال بازار از آن استفاده میکنند.
امیدواریم بعد از خواندن این مقاله، علاوهبر کسب شناخت اولیه، چگونگی آغاز به استفاده از امواج الیوت در فارکس را یاد گرفته باشید؛ البته همانطور که توضیح دادیم، این تازه شروع ماجرا است و باید مدتها تمرین کنید تا به مهارت بالایی در این زمینه برسید.
لطفاً لینک این مقاله را برای دوستانتان که در فارکس (و دیگر بازارهای مالی) فعالیت دارند بفرستید تا آنها هم با این متد جذاب و کاربردی آشنا شوند.